شمارهٔ ۴۱ - در ستایش امیر منصور بن سعید مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / قصاید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
کفایت را ستوده اختیار است
شهامت را گزیده افتخار است
عمید ملک منصور سعید آنک
محلش نور چشم کارزار است
وزیر اصلی که از اصل وزارت
جهان مملکت را یادگار است
بزرگی دیر خشم و زود عفو است
کریمی کامگار و بردبار است
جهان بی دانش او ناتمامست
فلک با همت او ناسوار است
به کام مهرش اندر زهر نوش است
به چشم کینش اندر نورنار است
خطا هرگز نیفتد حزم او را
که او را سعد گردون پیشکار است
به حکم تجربت احکام رایش
همه ارکان ملک شهریار است
سرمیدان شدن با کار حیدر
به رونق زان سخن در ذوالفقار است
به نزدیک قیاس انفاس جدش
همه آیات دین کردگار است
نه بی اکرام تو جان را توانست
نه بی انعام تو کان را یسار است
ز جودت موج دریا یک حبابست
ز خشمت جوش دوزخ یک شرارست
نه در بذل تو ذل امتناعست
نه در بر تو رنج انتظار است
اگر میدان فضلت شاهراهست
سزد کاثار خلقت شاهوار است
روا باشد که روی تو امید است
که جودت نودمیده مرغزار است
عجب دارم ز بخت دشمن تو
که بر خود خندد و ناسوگوار است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در ستایش و وصف ویژگیهای مثبت یک شخصیت برجسته به نام عمید ملک منصور سعید است. او به عنوان وزیری کاردان و شجاع معرفی شده که دارای شخصیت مهربان و بردبار است و به عفو و بزرگواری مشهور است. شاعر با بیان اینکه جهان به دانش و همت او دلبسته است، نشان میدهد که او نقش مهمی در پیشرفت و خوشبختی مملکت دارد. همچنین، او را به عنوان کسی که خطوط روشن و احکامی عادلانه دارد، توصیف میکند و خیر و برکت وجود او را به چشم میکشد. در نهایت، شاعر تعجب میکند که چگونه دشمنان او امیدوارند، در حالی که او شخصیتی تأثیرگذار و مثبت دارد.