نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳ - هم در مدیح مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / قصاید / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای خواجه دل تو شادمان باد

جان تو همیشه در امان باد

این رای سفر که پیش داری

بر تو به خوشی چو بوستان باد

شادی و سلامتی و رادی

با تو همه ساله همعنان باد

اقبال و جلال و دولت و عز

بر جان و تن تو پاسبان باد

هر جا که روی و بازآیی

دادار تو را نگاهبان باد

شادی و سعادت و سلامت

با تو به حساب همرهان باد

زین شغل و عمل که اندرویی

چونان که تو خواهی آنچنان باد

اعدای تو باد زیر امرت

فرمان تو بر همه روان باد

اقبال نصیب دوستانت

ادبار نصیب دشمنان باد

شغل تو چو رای تو قوی باد

بخت تو چو عمر تو جوان باد

هر چند ز دین تازیانی

عمر تو چو عمر عادیان باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعایی است برای شادی، سلامت و موفقیت کسی به نام خواجه. شاعر آرزو می‌کند که دل او شاد و جانش در امان باشد، و سفر او همواره خوشایند باشد. همچنین، شاعر برای او خوشبختی، جلال، و عزت را خواستار است و امیدوار است که خداوند همیشه او را حفظ کند. در نهایت، شاعر برای دوستان خواجه آرزوی نصرت و برای دشمنانش ناامیدی می‌کند و بر این باور است که موفقیت‌ها و عمر او باید طولانی و پرثمر باشد.