نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴ - در مدح منصور بن سعید مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / قصاید / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

احوال جهان بادگیر باد

وین قصه ز من یادگیر یاد

چون طبع جهان باژگونه بود

کردار همه باژگونه بود

از روی عزیزیست بسته باز

وز خاری باشد گشاده خاد

بس زار که بگذاشتیم روز

چون گرمگهش بود بامداد

تیغی که همی آفتاب زد

تیری که سمومش همی گشاد

بر تارک و بر سینه زد همی

اندر جگر و دیده اوفتاد

در حوض و بیابانش چشم و گوش

مانده به شگفتی از آب و باد

دیوانه و شوریده باد بود

زنجیر همی آب را نهاد

این چرخ چنین است بی خلاف

داند که چنین آمدش نهاد

زین چرخ بنالم به پیش آن

کز چرخ به همت دهدم داد

منصور سعید آن که در هنر

از مادر دانش چو او نزاد

او بنده و شاگرد ملک بود

تا گشت خداوند و اوستاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی احوالات جهان و تأثیرات متضاد آب و باد بر زندگی انسان‌هاست. شاعر به ناپایداری و تضاد موجود در دنیا اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که در زندگی، شرایط گاهی به صورت ناگهانی و غیرمنتظره تغییر می‌کنند. او با مثال‌هایی از عشق و درد، به وضعیت‌های مختلفی که انسان‌ها تجربه می‌کنند، اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به منصور سعید، شخصیتی هنرمند و دانشمند، اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که چنین افرادی در عین بنده بودن، به مقام و مرتبه بالایی دست یافته‌اند.