شمارهٔ ۱۴ مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بدم دوش با آن نیازی به هم
زده پیشم از بی نیازی علم
همه گوی از روی او لاله رنگ
همه حجره از موی او مشک شم
نشاط اندر آمد ز در چون نسیم
ز روزن برون رفت چون درد و غم
ز شادی رویش بخندید جام
ز اندوه جانم بنالید بم
چو نرگس همه چشم گشتم از آنک
چو لاله همه روی بود آن صنم
بدو گفتم ای کرده جانم غمی
بدو گفتم ای کرده پشتم به خم
نعم از برای چه ناموختی
همه زلف تو پر حروف نعم
به من گفت اینم که بینی همی
نه افزون شوم زینکه هستم نه کم
گزیده ترین عادت من جفاست
ستوده ترین خصلت من ستم
مپیوند با یار بد مهر مهر
مکن پیش معشوقه محتشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و تنهایی یک شاعر میپردازد. او از دلبستگیاش به محبوبش صحبت میکند و تأثیر شادی و زیبایی او را بر زندگیاش توصیف میکند. شاعر به زیبایی چهره محبوبش، مانند لاله و نرگس، اشاره میکند و از غم و درد درونی خود سخن میگوید. او از محبوبش میپرسد که چرا به او لطفی نکرده، در حالی که معشوق از زیباییاش قدرت و جذابیت میسازد. در نهایت، شاعر به دوستی با یاری بد و نهی از نزدیک شدن به معشوقهای بیادب اشاره میکند و بر اهمیت وفاداری تأکید میورزد.