شمارهٔ ۲۰ مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
چو مه روی نیکو برآراستی
سیه زلف مشکین بپیراستی
خرامان چو کبک دری از وثاق
برون آمدی بر زده آستی
چو آراسته روی نیکوی خویش
همه مجلس شه بیاراستی
رسیدی به کام دل خویشتن
که چون سرو از جای برخاستی
بیاراستی چون چمن بزم را
اگر خدمت شاه را خواستی
جهاندار مسعود کز رای او
پدیدار شد ملک را راستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جلوهگری دختری میپردازد که با چهرهای زیبا و موهای خوشرنگ خود، فضایی دلنشین را در جمع به وجود میآورد. او به آرامی همچون کبک از قید و بند رهایی یافته و با زیباییاش مجالس را زینت بخشیده است. در نهایت، این زیبایی و حضور او همچون درخت سروی است که در دل خواستههای خود میایستد و بر فضایی شاداب و خوشبو افزوده میشود. همچنین اشارهای به شاه مسعود و راستی او در حکومت میشود.