شمارهٔ ۶ مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در دل چو خیره خیره کند عشق خار خار
با رنج دیر دیر کند صبر دار دار
در تن خزد ز بویه وصل تو مور مور
در من جهد ز انده هجر تو مار مار
سر در کشم به جامه در از شرم زیر زیر
گریم ز فرقت تو دل آزار زار زار
بر دیده ام چو اشک زند یار تیر تیر
پیچان شوم چنانکه کنم جامه تار تار
آویزدم نظر نظر اندر مژه مژه
از دانه دانه لؤلؤ دیده چو هار هار
تا کی برآزماییم ای دوست نیک نیک
تا چند برگراییم ای یار بار بار
گل گل فتاده بر دو رخ من رده رده
تا تازه تازه در جگرم خست خار خار
غم کم خورم که هست زیانکار خیر خیر
دل خوش کنم که هست جفاکار یار یار
از راهها که هست مخوفست راه راه
وز کارها که هست نه خوبست کار کار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات و دردهای عاشقانه است. شاعر به وصف عشق و رنج ناشی از دوری محبوب میپردازد و از عواطف شدید خود میگوید. در آن درد و رنج، صبر و تحمل را بازگو میکند و به آثاری که عشق بر او میگذارد، اشاره میکند. او از گریه و اشکهایش میگوید و تأکید دارد که در غم عشق، باید با مشکلات مواجه شود. در پایان، به زیباییهای عشق و همچنین سختیهایی که در این مسیر وجود دارد، اشاره میکند و از دوستی و وفاداری میگوید. در کل، اشعار به تنهایی، غم و شوق را در عشق توصیف میکند.