شمارهٔ ۹ مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای گشته دل من به هوای تو گرفتار
دل بر تو زیان کرد چه سودست ز گفتار
از غم دل جوشان مرا بار گران کرد
آن عنبر پر جوش بر آن اشهب پر بار
ای نرگس بیمار تو بر خواب چو نرگس
چشمم همه شب در غم بیمار تو بیدار
تو سخت جفاکاری و من نیک وفاجو
من سخت کم آزارم و تو نیک دل آزار
هر چند که من بیش کنم پیش تو زاری
تو بیش رمی از من دلسوخته زار
منمای مرا رنج و مکن بر تن من جور
کز جور تو و رنج تو تن گشت گرانبار
باشد که من از جور تو در پیش شهنشه
جامه بدرم روز مظالم به گه بار
تاج ملکان خسرو مسعود براهیم
سلطان جهانبخش جهانگیر جهاندار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و درد و رنجی که به خاطر معشوقش متحمل میشود، سخن میگوید. او خود را در دام عشق گرفتار میبیند و از جدایی و غم ناشی از آن مینالد. شاعر به معشوقش انتقاد میکند که با جفاکاریهایش، او را آزرده خاطر کرده است. او به سختیهایش در این عشق اشاره میکند و از محبوب میخواهد که به او ظلم نکند، زیرا بار غم و رنج ناشی از عشق برایش سنگین شده است. در نهایت، اشارهای به بزرگی و مقام کسانی دارد که در عالم وجود دارند، شاید به این معنا که عشق و دردهای او حتی در مقابل قدرت و شوکت دنیا نیز اهمیت دارد.