شمارهٔ ۱۱۵ - ستایش مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای گشته ملک ساکن ز امر روان تو
کرده جوان جهان را بخت جوان تو
نام تو و خطاب تو از سعد و از علوست
با سعد و با علوست همیشه قران تو
گردنده آسمانی و عدل آفتاب تو
تابنده آفتابی و تخت آسمان تو
خنجر درخش گردد در کف دست تو
چون باره ابر گردد در زیر ران تو
بوسد چو بر نشینی دولت رکاب تو
گیرد چو حمله آری نصرت عنان تو
بر شخص بت پرستی و بر مغز کافری
زخم سبک گذارد گرز گران تو
از شخص جانفزای تو در شخص ملک جان
باد آفرین ایزد بر شخص و جان تو
تا بر میان جوزا بسته بود کمر
از ملک باد بسته کمر بر میان تو
تا بوستان بود گل دولت شکفته باد
از روی دوستان تو در بوستان تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید از یک شخصیت بزرگ و قدرتمند میپردازد که با ویژگیهای خاص همچون جوانی، خوشبختی و عدالت توصیف شده است. او نه تنها در آسمانها درخشنده است، بلکه در زمین نیز به عنوان یک قهرمان و حامی شناخته میشود. قدرت و عظمت او به مانند خورشید در آسمان و خنجر در دستش توصیف شده و بر دشمنانش ضربات سختی وارد میکند. همچنین، ارتباط او با دوستانش و سرنوشت خوب آنها در بوستان زندگی به تصویر کشیده شده است. به طور کلی، متن به نوعی جشن و بزرگداشت از این شخص و impact او بر جامعه اشاره دارد.