نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ - عرض بیچارگی و آرزوی گرمابه مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

گرمابه سه داشتم به لAوهور

وین نزد همه کسی عیان است

امروز سه سال شد که مویم

مانندهٔ موی کافرانست

بر تارک و گوش و گردن من

گویی نمدِ ترِ گران است

از رنج دل اندکی بگفتم

باقی همه در دلم نهانست

پاداش من درین غم و رنج

بر ایزد پاک غیب‌دان است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از سه سال عذابی که بر او گذشته سخن می‌گوید و بیانگر این است که موهایش حالتی شبیه به کافران پیدا کرده است. او احساس می‌کند که همه‌ی درد و رنجش بر دوش او سنگینی می‌کند و تنها بخشی از آن را بیان کرده است، در حالی که باقی در دلش پنهان است. در نهایت، او به ایمان خود اشاره می‌کند و می‌گوید که پاداشش در این غم و رنج تنها بر خداوند داناست.