شمارهٔ ۴۱ - مدیح مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای خداوند رحمت ایزد
بر تن و دولت جوان تو باد
به همه کام ها و نهمت ها
چرخ گردنده در ضمان تو باد
همه ساله همه مصالح ملک
در بیان تو بنان تو باد
بر همه نامه های جود و کرم
به همه وقت ها نشان تو باد
بر سر دولت هنرمندان
سایه عدل جاودان تو باد
بهر اندیشه صلاح و صواب
در یقین تو گمان تو باد
ملجاء سروران سرای تو شد
مسند سروری مکان تو باد
هر که او را زمانه بیم کند
در پناه تو و امان تو باد
آفتابی و تا جهان باشد
حضرت عالی آسمان تو باد
فتح و نصرت بهر چه رای کند
در رکاب تو و عنان تو باد
ناتوانی نصیب دشمن توست
تندرستی همه از آن تو باد
جان ما بندگان که داد به ما
جان هر کس فدای جان تو باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در حقیقت دعا و نیایش به خداوند رحمت و حکمت است. شاعر از خداوند میخواهد که بر جوانی و سرنوشت انسانها برکت و رحمت کند و در تمام امور زندگی، در کنار آنها باشد. او میخواهد که خداوند به هنرمندان سایه عدل عطا کند و در اندیشههای صواب آنها را هدایت کند. شاعر همچنین به خدا پناه میبرد و دعا میکند که فتح و نصرت به دست او باشد و دشمنان را ناتوان کند. در نهایت، شاعر جان خود و دیگر بندگان را فدای جان خداوند میکند و بر ارزش و اهمیت وجود او تاکید میورزد.