نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲ - مرثیت مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چنان بگریم بر تو که هیچ کس نگریست

که هیچ وقت به فضل تو هیچ کس ناید

تو با زمانه گر بس نیامدی شاید

که هیچ مرد هنر با زمانه بس ناید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر از احساس عمیق خود نسبت به یک شخص یا معشوق می‌گوید و ابراز می‌کند که آنچنان بر فقدان او گریه می‌کند که هیچ کس دیگری نمی‌تواند این درد را احساس کند. او همچنین به این نکته اشاره دارد که شاید این فرد با زمانه خود سازگاری نداشته است و به همین دلیل هیچ هنرمندی نمی‌تواند با زمانه خود به خوبی ارتباط برقرار کند.