شمارهٔ ۶ - شکایت مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
نه جای شخودن بماند از دو رخ
نه جای دریدن بماند از قبا
بگریم همی در فراقت چنانک
که داود بر تربت او ریا
که از بس سرشکم بروید همی
به یاقوت انگشتری بر گیا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به فقدان و جدایی از محبوبش بیان میکند. او میگوید که دیگر نه جای شادمانی باقی مانده و نه چیزی برای پاره کردن از قبا. او در غم دوری از محبوب، آنقدر میگرید که گریهاش مشابه گریه داوود بر مزار، زیاد میشود و اشکهایش به حدی میرسد که مثل یاقوت بر زمین میافتند.