شمارهٔ ۷۶ - تلون چرخ مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
چرخ هر لحظه ای دگر گردد
زان به ما بر دگر شود رایش
زان فرا پیش بایدم که چو ماه
کاهش خلق هست ز افزایش
از تنم زان بجست بی معنی
که ازینسان خراب شد جایش
جانم از تن همی بخواست گریخت
غم یکی بند گشت بر پایش
می شادی ز غم که مشفق دار
وقت سختی نمود بخشایش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تغییرات دائم زندگی اشاره میکند و میگوید که هر لحظه اوضاع در حال دگرگونی است. او به این نتیجه میرسد که باید با شرایط جدید سازگار شود، همانگونه که ماه در دورههای خود دچار تغییرات است. این تغییرات باعث میشود او از تن خود جدا شود و احساس بیمعنایی کند. همچنین، جانش از بدنش میگریزد و غم را بر خود میبندد، اما در نهایت به امیدی از شادی در میان غمها اشاره میکند و میگوید که در سختیها نیز باید بخشش و دوستی را فراموش نکرد.