شمارهٔ ۲۸ مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
من غرقه ز خون دیده بودم همه شب
بالله که هوا ندیده بودم همه شب
از شادی دل رسیده بودم همه شب
در سایه غم خزیده بودم همه شب
تا نرگس تو چو گل شد و گل بیخواب
وز آتش روی تو روان بود گلاب
تابیده به پیش رویت آن زلف بتاب
چون باده بر آبگینه بر روی تو آب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها، شاعر از حالتی عاطفی و درگیریهای درونی خود صحبت میکند. شب را در حالی گذرانده که غرق در خون و غم بوده، در حالی که شادی نیز در دلش جاری بوده است. او به زیبایی نرگس و آتش عشق معشوقش اشاره میکند و توصیفاتی شاعرانه از زلف و چهره محبوبش ارائه میدهد که همچون بادهای بر آبگینه است. این تضاد احساسات و زیباییها در شعر نمایان است.