شمارهٔ ۶ - شهریور ماه مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / ماههای فارسی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شهریور است و گیتی از عدل شهریار
شادست خیز و مایه شادی بر من آر
باده شناس مایه شادی و خرمی
بی باده هیچ جان نشد از مایه شادخوار
ای کامگار بر دل من خیز و باده ده
بر یاد دولت ملک و شاه کامگار
سلطان تاجدار ملک ارسلان که ملک
مانند او نبیند سلطان تاجدار
ای اختیار کرده سپهر از جهان تو را
هرگز ندید چشم جهان چون تو اختیار
شهریور است و گردون کافور بار شد
بستان ز دوست باده مشکین خوشگوار
در نوبهار ملک قدح گیر و باده نوش
کز ملک تو خزان جهان گشت نوبهار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری زیبا است که به شادمانی و جشن در شهریورماه اشاره دارد. شاعر از باده (شراب) به عنوان مایه شادی و سرور سخن میگوید و خواهان آن است که بادهای به او داده شود تا یاد و خاطره شاه و دولت او را زنده نگه دارد. همچنین شاعر به ویژگیهای برجسته و بینظیر سلطان ارسلان پرداخته و از او به عنوان فردی دلانگیز و محبوب یاد میکند. در نهایت، به تغییر فصل و بهار اشاره شده و دعوتی به جشن و نوشیدن باده در این زمان شاداب احساس میشود.