شمارهٔ ۱۴ - گوش روز مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / نام روزهای فرس / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گوش روز ای نگار مشکین خال
گوش بر بط بگیر و نیک بمال
من ز بهر سماع خواهم گوش
بی سماعم مدار در هر حال
من نگنجم ز شادی اندر پوست
زآنکه بینم به کام نیک سگال
از ملک ارسلان بن مسعود
ملک و خسرو ستوده خصال
باد موجود کامهاش ز بخت
باد مسعود روزهاش به فال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این رباعی، شاعر به زیبایی و جذابیت گوشهای معشوقهاش اشاره میکند و از او میخواهد که به صدای پرندگان گوش کند. شاعر خود را در شوق شنیدن موسیقی و صداها غرق کرده و از شادی و خوشی خود سخن میگوید. او به ملک ارسلان بن مسعود اشاره میکند و صفات نیک او را ستایش میکند، در نهایت به بخت و شانس خوب او اشاره مینماید.