نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ - دیمهر روز مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / نام روزهای فرس / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای مرا همچو جان و از جان به

بامدادان نشاط کن، برجه

دی به مهرست مهربانی کن

کز همه چیز مهربانی به

سخن از عز ملک سلطان گوی

باده بر یاد ملک سلطان ده

شه ملک ارسلان که عالم را

غرقه کردست در عطای فره

مایه جود او ز دریا بیش

پایه جاه او ز گردون به

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره اهمیت محبت و مهربانی است و به سلطان ارسلان اشاره می‌کند که جهان را در نعمت‌های خود غوطه‌ور کرده است. شاعر از محبوبش می‌خواهد که با آمدن صبح، نشاط و شادی بیاورد و از خوبی‌های سلطان بگوید و باده‌ای به یاد او بنوشد. به طور کلی، این شعر ستایش از محبت و بخشش‌های بی‌پایان سلطان و دعوت به یادآوری خوبی‌ها است.