شمارهٔ ۲ - بهمن روز مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / نام روزهای فرس / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
بهمن روز ای صنم دلستان
بنشین با عاشق در بوستان
شاد نشینیم کزین مملکت
خلق جهان هست همه شادمان
کرد جهان را چو بهشت برین
عدل جهاندار ملک ارسلان
آنکه نبودند یک انگشت او
روستم و حاتم و نوشیروان
تا به جهان ملکی باقی بود
باد بدو باقی ملک جهان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره روز بهمن و زیباییهای آن سخن میگوید. شاعر از محبوب خود میخواهد که در کنار عاشقش نشسته و شادی کنند. او اشاره میکند که در این سرزمین، مردم همه شاد هستند و جهان به مانند بهشت شده است. همچنین از عدالت و نیکی حاکم بر این مملکت یاد میکند و به ویژگیهای عالی پادشاهان بزرگ گذشته همچون رستم، حاتم و نوشیروان اشاره دارد و تأکید میکند که اگر این ملک پابرجا بماند، شادی و خوشبختی در آن استمرار خواهد داشت.