شمارهٔ ۱۸ - در حق دلبر نحوی گوید مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
من دوش بپرسیدم بر وجه یقینت
زان بت که به نحو اندر زین الادبا شد
گفتم که بود جانا مکسور به علت
زلفین تو بی علت مکسور چرا شد
گفتا که پر از همزه ست این زلف چو لامم
مکسور کند لام تو را ظن خطا شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده از محبوبش میپرسد که چرا زلفهایش به گونهای خاص و بیدلیل او را پریشان کرده است. محبوب پاسخ میدهد که زلفهایش پر از پیچ و تاب است و مانند حرف لام، میتواند باعث به وجود آمدن اشتباه در برداشت شود. به این ترتیب، اشاره به زیبایی و پیچیدگی زلفهای محبوب و تأثیر آن بر دل عاشق دارد.