نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ - صفت دلبر فیروزه فروش مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

کی خرند از تو فیروزه هرگز

چون ببینندت ای بدیع نگار

لب و دندان تو همی بینند

لعل خوشرنگ و لؤلؤ شهوار

هر چه فیروزه بایدت بفروش

شبه از بهر چشم زخم بدار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت فردی است که توصیف می‌شود. شاعر می‌گوید هرگز هیچ فیروزه‌ای نمی‌تواند با زیبایی تو رقابت کند، زیرا لب‌ها و دندان‌های تو مانند لعل و مروارید زیبا هستند. او همچنین توصیه می‌کند که هر فیروزه‌ای که داری، به خاطر محافظت از چشم‌زخم بفروش و از آن بگذری.