شمارهٔ ۲۹ - صفت دلبر فقیه بود مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز روی خواهش گفتم بدان نگار که من
ز شادمانی درویشم ای بت دلبر
مرا نصیب زکوة لبان یاقوتین
بده که نیست ز من هیچ کس بدان حق تر
جواب داد که من فقه خوانده ام دانم
ز فقه واجب ناید زکوة بر گوهر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به محبوب خود میگوید که از شادی و فقری که دارد به او درخواست میکند. او از محبوب میخواهد که به او نصیب زکوة لبانش را بدهد، زیرا خودش را شایستهتر از دیگران میداند. محبوب در جواب میگوید که او فقه خوانده و میداند که زکوة بر گوهر واجب نیست.