نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸ - صفت دلبر صیاد بود مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

تو را ای چو آهو به چشم و به تگ

سگانند در تگ چو مرغی به پر

چرا با تو سازند کاهو و سگ

نسازند پیوسته با یکدیگر

مهی تو که هرگز نترسی ز شب

گلی تو که تازه شوی از مطر

چو نیلوفر انس تو با حوض آب

چو لاله همی جای تو در خضر

چرا هر شبی ای دلارام یار

چرا هر زمان ای نگارین پسر

به دشتی دگر بینمت خوابگاه

ز حوضی دگر بینمت آبخور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و نحوه تعامل یک معشوق با طبیعت و موجودات دیگر می‌پردازد. شاعر از تشبیهاتی مانند آهو و گل برای توصیف زیبایی معشوق استفاده می‌کند و به تمایزهای میان او و دیگر موجودات اشاره می‌کند. معشوق، با وجود زیبایی و ویژگی‌های خاص خود، به طور مکرر در دنیا و مکان‌های مختلف جلوه می‌کند، به طوری که شاعر در مکان‌های متفاوت او را می‌بیند و احساس نزدیکی و انسی با او دارد. این تضادها و تصورات poetic نشان از عشق عمیق و شیفتگی شاعر نسبت به معشوق دارد.