نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲ - صفت دلبر نایی گوید مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: مفعول مفاعیل فاعلاتن

ای دلکش و دلبند من فدیتک

زلفین تو دلبند و چشم دلکش

چو خامه آزر میانت لاغر

چون نامه مانی رخت منقش

نای تو به دست چون منی آمد

نالنده از زخمت ای پریوش

آواز خوش آمد بتا ز نایت

زیرا که گذرگاهش آن لب خوش

هر گه که تو در نای در دمیدی

روی تو برافروزد ای بت کش

رخسار تو آتش است آری

بیشک ز دمیدن فروزد آتش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوقه است. شاعر از زلف‌ها و چشم‌های دلکش او به زیبایی یاد می‌کند و احساس عاشقانه‌اش را بیان می‌کند. او معشوقه‌اش را به نای (ساز) تشبیه می‌کند که با صدای خود حسی خاص را به وجود می‌آورد. همچنین اشاره می‌کند که زیبایی و چهره‌اش مانند آتش است که وجودش را روش می‌کند. احساسات عمیق و شوق عاشقانه در این شعر به وضوح نمایان است.