شمارهٔ ۴۵ - صفت دلبر چوگان باز است مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: مفعول فاعلات مفاعیلن
تازان درآمد از در میدانش
چون ماه آسمان یکرانش
گوی و دلم دو کوی به پیشش در
هر دو غمی ز زخم فراوانش
این گوی خسته از مژه چشمش
وآن گوی جسته از سر چوگانش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر احساسات خود را نسبت به یک معشوق توصیف میکند. او میگوید که هنگام در آمدن معشوقش مانند ماه در آسمان میدرخشد. دل و جان او دو نوع غم را تجربه میکنند: یکی از زخمهای حاصل از عشق و دیگری از جدایی. همچنین دو گوی که یکی از خستگی چشم معشوق و دیگری از ضربههای چوگان او به وجود آمدهاند، نماد دردها و احساسات عمیق او هستند.