شمارهٔ ۴۶ - سبل چشم خویش را گوید مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز بس که در غم هجرت ز دیده ریزم آب
به دیدگان من ای دوست راه یافت خلل
سبل گرفت مرا دیده و تو می گویی
به غمزه برگیر از روی دو دیده سبل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر از غم هجرت و اشکهایش میگوید که به خاطر این درد نتوانسته است به خوبی چشمش را ببندد. او احساس میکند که این غم به چشمانش آسیب زده و دوستش از او میخواهد که با یک نگاه جذاب، غم را از چهرهاش بردارد.