شمارهٔ ۴۷ - در حق دلبر احول گفته مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای دو زلفت چو ماه در آخر
وی رخانت چو مشک در اول
احول اکحلی و متفقند
خلق در حسن احول اکحل
شده بار دگر کسی هم جفت
کرده با دیگری مرا تو بدل
گر مرا نیستی امید وصال
نیمی جفت یار دان به مثل
یک دو بینی همی و این نه شگفت
یک دو بیند همی به چشم احول
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و او را به زلفی شبیه به ماه و چهرهای مانند مشک توصیف میکند. همچنین از ویژگیهای چشم او که به صورت خاصی هستند، صحبت میکند. شاعر احساس میکند که به رغم جدایی و نداشتن امید به وصال، هنوز یک جفت را در دلی دارد که مانند دیگری است. در نهایت، بر این نکته تأکید میکند که عشق و زیبایی به شکلی خاص در نظر هر کس دیده میشود.