نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲ - صفت یار لشکری گوید مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آمد به عرض گاه دلارام من فراز

پیش بساط عارض در جمله حشم

خیره بماند عارض چون حیلتش بدید

گفتا که هست لاله رخ و نوش لب صنم

دو لب عقیق و شکر دو روی مهر و ماه

دو چشم لطف و خوبی دو زلف پیچ و خم

خالی به زیر زلفش و چاهیش در ز نخ

خال اصل فتنه گشته و چه معدن ستم

دادش جواب گفت محلی که هست راست

اینست آنچه گفتی و یک ذره نیست کم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گوینده به زیبایی محبوبش اشاره می‌کند و ویژگی‌های جذاب او را توصیف می‌نماید. او describes the beloved’s face as radiant, with lips like sugar and a complexion like a tulip. The poet also mentions the beloved's enchanting eyes and flowing hair. در نهایت، به پاسخ محبوب اشاره می‌کند که تأیید می‌کند زیبایی‌اش همان‌طور که توصیف شده، واقعی است و حتی یک ذره هم از آن کم نیست.