نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷ - صفت یار زرگر است این شعر مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا کی تویی به تعبیه جنگ ساختن

وین اسب کامگاری پیوسته تاختن

همواره کینه داری و پرخاش و مشغله

هرگز مرا به مهر ندانی نواختن

تو زرگری و من زر بگداختی مرا

زرگر چه کار دارد جز زر گداختن

پس چون که مر مرا نشناسی همی به حق

گر زر همیشه زرگر داند شناختن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به چالش و تنش بین دو شخصیت اشاره دارد. یکی از شخصیت‌ها به جنگ و دشمنی مشغول است و دیگری به مهر و محبت دعوت می‌کند. شاعر به زرگر و زر اشاره می‌کند، به این معنا که اگر یکی در کار خود تبحر دارد، نباید به دیگری ظلم کند. در نهایت، شاعر می‌گوید که اگر کسی واقعیت را نمی‌شناسد، چگونه می‌تواند به درستی قضاوت کند. در کل، شعر به اهمیت شناخت و محبت در مقابل کینه‌ورزی می‌پردازد.