شمارهٔ ۶۰ - صفت یار روزه دار بود مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
ای بت شکر لب شیرین دهان
خوبتر از عمری و خوشتر ز جان
روزه همی داری مردم کشی
راست نیایند به هم این و آن
هر چه تو را دارد از روزه سود
داردت از کشتن عاشق زیان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد یک معشوق زیبا و شیرینزبان است که شاعر او را به عنوان بت پرستش میکند. شاعر میگوید که این معشوق زیباتر از عمر و عزیزتر از جانش است، اما در عین حال اشاره میکند که این شخص با کسانی که به او عشق میورزند، به شدت برخورد میکند و به آنها آسیب میزند. به عبارتی، شاعر از تناقض بین زیبایی و خطر عشق به او صحبت میکند.