شمارهٔ ۷۲ - دل دلدار چو مغناطیس است مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای خجسته بر چو سیم تو را
تیغ بدریده غیبه جوشن
آنکه شمشیر زد همی گه جنگ
قصد زحمت نکرد گاه زدن
دل تو هست سنگ مغناطیس
به سوی خویش می کشد آهن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت شخصی اشاره میکند که مانند سیمی درخشان است. او همچنین به جنگ و نبرد اشاره میکند و بیان میکند که در حالتی که شمشیر به دست است، هدف تنها زحمت نیست. همچنین دل این شخص را به سنگ مغناطیسی تشبیه میکند که آهن را به سوی خود جذب میکند، به این معنی که او توانایی جذب و جلب توجه دیگران را دارد.