شمارهٔ ۶۶ - صفت یار عقیقین دندان مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
زرد کردی رخم به انده و غم
لعل کردی دهان تنبول تن
در دندانت تا عقیق شدست
لعل گشته ست جزع دیده من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به توصیف درد و اندوه شاعر میپردازد. او از تغییر رنگ چهرهاش به زردی به سبب غم صحبت میکند و به زیبایی دهانش که به لعل تشبیه شده، اشاره میکند. همچنین، دندانش که مانند عقیق است و چشمانش که به رنگ جزع (یک نوع سنگ قیمتی) در آمده، نشاندهندهی عمیق بودن احساسات اوست. بهطور کلی، این شعر تاملات احساسی و زیباییشناختی شاعر را بازگو میکند.