نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ - صفت یار جعد زلف بود مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زلف تو مگر جانا امید و نیازست

زیرا که چنین هر دو سیاه است و درازست

بسته ست به جعد تو دل من نه عجب زآنک

دلها همه در بسته امید و نیازست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و وابستگی به معشوق اشاره می‌کند. او زلف معشوق را به امید و نیاز تشبیه کرده و بیان می‌کند که این ارتباط (دل بستگی) طبیعی است، زیرا دل‌ها به خاطر همین امید و نیاز به یکدیگر بسته هستند. به طور کلی، شاعر احساسی عمیق و وابستگی عاطفی را در این ابیات به تصویر می‌کشد.