شمارهٔ ۸۹ - صفت یار فالگیر بود مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای فال گیر کودک فالم ز روی تو
با روشنایی مه و با سعد مشتری
هستت ز نخ بلورین گوی و در آن بلور
پیدا خیال حسن لطیفی و دلبری
دارند صورت پری اندر بلور و تو
گوی بلور داری در صورت پری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از فالگیری خواسته که با استفاده از گوی بلورین خود، واقعیتهایی را دربارهی عشق و زیبایی فاش کند. او به روشنایی و خوشبختی اشاره میکند و بیان میکند که در این گوی، خیال زیبایی و دلربایی وجود دارد. همچنین اشاره به وجود صورت پری در بلور دارد که نماد زیبایی و عشق است.