نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۴ - ۲۰ - النوبة الاولى میبدی

رشیدالدین میبدی / ۲- سورة البقره‏

قوله تعالی وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ گفت ابراهیم رَبِّ خداوند من اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً این جای را شهری کن بی بیم، وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ و روزی ده کسان آن را از میوه‌ها، مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ

هر که استوار گیرد ترا بیکتایی و رستاخیز را به بودنی، قالَ وَ مَنْ کَفَرَ گفت و ناگرویده را هم، فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلًا او را برخوردار کنم اینجا درنگی اندک، ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلی‌ عَذابِ النَّارِ پس وی را فرا نپاوم تا ناچاره رسد بعذاب آتش، وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ و بد جایگاهست و شدن گاه.

وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهِیمُ و می‌برآورد ابراهیم الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ بناهای خانه را وَ إِسْماعِیلُ و فرزند وی اسماعیل رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا می‌گفتند خداوند ما فرا پذیر از ما إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ که تویی شنوا و دانا

رَبَّنا خداوند ما وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَکَ ما را هر دو مسلمان گردن نهاده کن ترا وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ و از فرزندان ما گروهی کن مسلمانان گردن نهادگان ترا وَ أَرِنا مَناسِکَنا و رد ما آموز و با ما نمای مناسک حج ما وَ تُبْ عَلَیْنا و باز پذیر ما را و با خود میدار إِنَّکَ أَنْتَ که تو که تویی التَّوَّابُ الرَّحِیمُ توبه ده و باز پذیری بخشاینده و مهربان.

رَبَّنا خداوند ما وَ ابْعَثْ فِیهِمْ بفرست در میان ایشان رَسُولًا مِنْهُمْ رسولی هم ازیشان، یَتْلُوا عَلَیْهِمْ تا بریشان خواند آیاتِکَ سخنان تو وَ یُعَلِّمُهُمُ و در ایشان آموزد الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ نامه و دانش کتاب تو و حکمت خود، وَ یُزَکِّیهِمْ و ایشان را روز به و هنری افزای و پاک کند إِنَّکَ أَنْتَ که تو که تویی الْعَزِیزُ تاونده و تواننده بهیچ هست نماننده. الْحَکِیمُ دانای راست دان نیکو دان.

وَ مَنْ یَرْغَبُ آن کیست که باز گراید و باز نشیند عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِیمَ از کیش ابراهیم و دین وی إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ مگر در خویشتن سبک خردی نادان خویشتن ناشناس، وَ لَقَدِ اصْطَفَیْناهُ فِی الدُّنْیا و خود بر گزیدیم وی را و پاک کردیم پیشوایی دین را درین جهان، وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ و وی در آن جهان از نیکان شایستگانست.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این آیات، ابراهیم (علیه‌السلام) از خدا می‌خواهد که این سرزمین را شهر امنی قرار دهد و اهل آن را از میوه‌ها روزی دهد. او می‌گوید که کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، از این نعمت‌ها بهره‌مند خواهند شد، اما کسانی که کفر ورزند، تنها مدت کمی از زندگی دنیا برخوردار خواهند شد و پس از آن به عذاب آتش دچار خواهند شد. سپس ابراهیم و فرزندش اسماعیل در حال ساختن کعبه دعا می‌کنند و خواهان پذیرش اعمالشان از سوی خدا هستند. آن‌ها از خدا می‌خواهند که هر دو مسلمان شوند و از نسلشان نیز گروهی مسلمان برانگیزاند. ابراهیم تقاضا می‌کند که خداوند در میان مردم، پیامبری بفرستد که آیات خدا را بر آنها بخواند و آنها را به علم و حکمت بیاموزد و پاکشان کند. آیات به این نکته نیز اشاره دارند که کسی که از دین ابراهیم روی برگرداند، جز نادانی از خود نخواهد کرد و ابراهیم به عنوان پیشوای مؤمنان در این دنیا برگزیده شده و در آخرت نیز از نیکان خواهد بود.