۱ - النوبة الاولى میبدی
رشیدالدین میبدی / ۲۷- سورة النمل- مکیة
قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان.
طس تِلْکَ آیاتُ الْقُرْآنِ وَ کِتابٍ مُبِینٍ (۱) این طس آیتهای قرآن است و آیتهای نامه روشن و هویدای آشکارا.
هُدیً وَ بُشْری لِلْمُؤْمِنِینَ (۲) راه نمونی و بشارت گرویدگان را.
الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ ایشان که بپای میدارند نماز، وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ و میدهند زکاة، وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ (۳) و ایشان برستخیز بیگمان میگروند.
إِنَّ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ ایشان که بنخواهند گروید برستخیز، زَیَّنَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ بر آراستیم بر ایشان کردههای ایشان، فَهُمْ یَعْمَهُونَ (۴) تا بیسامان میزیند.
أُوْلئِکَ الَّذِینَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذابِ ایشان آنانند که ایشانراست عذاب بد، وَ هُمْ فِی الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ (۵) و ایشان در آخرت زیانکارانند.
وَ إِنَّکَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ و تو را قرآن در دل و در زبان میدهند مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ عَلِیمٍ (۶) از نزدیک راست دانشی راست کار دانا.
إِذْ قالَ مُوسی لِأَهْلِهِ موسی گفت زن خویش را: إِنِّی آنَسْتُ ناراً من از دور آتشی دیدم: سَآتِیکُمْ مِنْها بِخَبَرٍ شما را از نزدیک آن خبری آرم، أَوْ آتِیکُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ یا شما را آتشی افروخته آرم، لَعَلَّکُمْ تَصْطَلُونَ (۷) تا مگر گرم شوید.
فَلَمَّا جاءَها چون آمد بآن، نُودِیَ آواز دادند او را أَنْ بُورِکَ مَنْ فِی النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَها که برکت کسی که در آتش است و ایشان که گرد بر گرد آن، وَ سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ (۸) و پاکی اللَّه را خداوند جهانیان.
یا مُوسی إِنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ (۹) یا موسی آنچه هست آن منم توانای دانا.
وَ أَلْقِ عَصاکَ عصای خویش بیفکن فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ چون عصا را دید که میجنبید و میلرزید کَأَنَّها جَانٌّ راست گویی که آن ماری است وَلَّی مُدْبِراً برگشت، پشت برگردانید وَ لَمْ یُعَقِّبْ بازنیامد و باز پس ننگرست، یا مُوسی لا تَخَفْ یا موسی مترس! إِنِّی لا یَخافُ لَدَیَّ الْمُرْسَلُونَ (۱۰) که من آنم که فرستادگان من بنزدیک من نباید ترسند.
إِلَّا مَنْ ظَلَمَ مگر کسی گناهی کند، ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ آن گه جزا کند کرد خویش بنیکویی پس زشتی فَإِنِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ (۱۱) من آمرزگارم بخشاینده.
وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ دست خویش در جیب خویش کن تَخْرُجْ بَیْضاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ تا بیرون آید سپید بیپیسی فِی تِسْعِ آیاتٍ با نه نشان، إِلی فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ بفرعون و قوم او، إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً فاسِقِینَ (۱۲) که ایشان قومیاند از طاعت بیرون.
فَلَمَّا جاءَتْهُمْ چون بایشان آمد آیاتُنا مُبْصِرَةً نشانها ما روشن پیدا، قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِینٌ (۱۳) گفتند اینست جادویی آشکارا.
وَ جَحَدُوا بِها آن را منکر شدند: وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ و درست میشناخت دلهای ایشان آن را که راست است ظُلْماً وَ عُلُوًّا بستمکاری و ببرتری، فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ (۱۴) درنگر سرانجام بدکاران چون بود.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به تلاوت آیات قرآن و داستان حضرت موسی (ع) میپردازد. در ابتدا، آیات قرآن به عنوان راهنمایی برای مؤمنان معرفی میشود که به اقامه نماز، پرداخت زکات و ایمان به آخرت تأکید دارد. در مقابل، کسانی که به آخرت ایمان ندارند، دچار گمراهی و عذاب خواهند شد. سپس داستان حضرت موسی آغاز میشود، که به همسرش میگوید که آتش را از دور دیده و تصمیم دارد تا خبرهایی را برای قومش بیاورد. زمانی که موسی به آتش نزدیک میشود، ندایی از درون آتش میشنود که به او از برکت و قدرت خداوند خبر میدهد و او را مأمور میسازد تا عصایش را بیفکند. عصا به شکل مار درمیآید و باعث ترس موسی میشود، اما خداوند به او اطمینان میدهد که نباید ترسید و او را مأمور میکند تا معجزاتی را به فرعون نشان دهد. در نهایت، فرعون و قومش آیات موسی را به عنوان جادو انکار میکنند، در حالی که دلهایشان به حق بودن آنها پی بردهاند، و این باعث عذاب و سرنوشتی شوم برای آنها میشود.