النوبة الثالثة میبدی
رشیدالدین میبدی / ۱۰۹- سورة الکافرون- مکیة / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اسم عزیز ما استنارت الظّواهر الّا بآثار توفیقه و ما استضاءت السّرائر الّا بانوار تحقیقه، فبتوفیقه وصل العابدون الی مجاهدتهم و بتحقیقه وجد العارفون کمال مشاهدتهم، و بتمام مجاهدتهم وجدوا آجل مثوبتهم، و بدوام مشاهدتهم نالوا عاجل قربتهم نام خداوندی که نثار دل دوستان امید دیدار او، بهار جان درویشان در مرغزار ذکر و ثناء او. هر کس را بهاری و بهار مؤمنان یاد وصال او. هر کجا راستی است آن راستی بنام او. هر کجا شادی است آن شادی بصحبت او. هر کجا عیشی است آن عیش بیاد او. هر کجا سوزی است آن سوز بمهر او. ملک امروز یاد و شناخت او، ملک فردا دیدار و رضای او. اینت کرامت و منزلت، اینت سعادت و جلالت!
جلالتی نه تکلّف، سعادتی نه گزاف
حقیقتی نه مجاز و، مقالتی نه محال
در سرای طرب چون بکوفت دست غمان
ز چرخ و هم فروشد ستارگان خیال!
قوله: قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ عبد اللَّه عباس گفت: در قرآن سورتی نیست بر شیطان سختر و صعبتر ازین سوره، زیرا که توحید محض است و براءت از شرک. و توحید دو باب است: توحید اقرار و توحید معرفت.
توحید اقرار یکتا گفتن است. و توحید معرفت یکتا دانستن. یکتا گفتن آنست که: گواهی دهی اللَّه را بیکتایی و پاکی در ذات و صفات. در ذات از جفت و فرزند و انباز.
پاک، و در صفات از شبیه و نظیر و مشیر پاک. صفات او نامعقول، کیف آن نامفهوم، نامحاط و نامحدود. از اوهام و افهام بیرون و کس نداند که چون؟ و یکتا دانستن آنست که او را جلّ جلاله در آلاء و نعما یگانه دانی. وهّاب و معطی اوست. یگانه قسّام و منعم اوست. یگانه در گفت و کردار اوست. یگانه در فضل و در لطف اوست. یگانه در رحمت و در منّت اوست. یگانه نه کس را جز از وی شکرست و منّت و نه بکس جز از وی حولست و قوّت. نه دیگری را جز از وی منع است و منحت. بنده مؤمن موحّد که شعاع آفتاب توحید برو تافت. نشانش آنست که: مراقبت بر سکون و حرکت گمارد، یک نفس بیاجازت شریعت و طریقت نزند. ظاهر بمیزان شریعت برکشد، و باطن بمیدان حقیقت درکشد، و نقطه اصلی را از اعتماد بر هر دو پاک دارد که گفتهاند: السّعید من له ظاهر موافق للشّریعة و باطن متابع للحقیقة. و هو متبرئ من الاعتماد علی شریعته و حقیقته. اگر ذرّهای بر خودش اعتماد بود، مجوسیّت محض و یهودیّت صرف باشد. ای جوانمرد اگر از آنجا که اعلی العلی است تا آنجا که تحت الثّری است همه از طاعات و عبادات پر کنی، چنان نبود که ذرّهای از خودی خود دست بداری و خویشتن را نبینی تا خود را باز پسترین همه عالم ندانی، این راه را نشائی ابو القاسم نصرآبادی را گفتند: از مشایخ گذشته آنچه ایشان را بود ترا هیچ چیز هست؟ گفت: درد نایافت آن هست! در جمله ترا دلی باید که درو درد و مصیبت نایافت بود، یا شادی عزّ یافت انّ اللَّه تعالی یبغض الصّحیح الفارغ. عیسی مریم (ع) هیچ جای قرار نگرفتی، گرد عالم سیاحت کردی. گفتند: سبب چیست؟ گفت: بر امید آنکه قدم بر جایی نهم که روزی قدم صدّیقی آنجا رسیده باشد، تا آن قدمگاه گناه ما را شفیع بود! اگر درد همه اولیاء عالم و صدّیقان درهم گذارند، در گرد درد قدم عیسی پاک نرسد و نیاز و سوز او درین راه چنین بود! خزائننا مملوّة من الطّاعات فعلیک بذرّة من الافتقار و الانکسار.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
کتاب مقدس به نام خداوند آغاز میشود که به ما یادآوری میکند که همه چیز با لطف و رحمت او روشن میشود. این نام نه تنها بر دل دوستانش نور میبخشد، بلکه به نمازگزاران و عارفان کمک میکند تا به کمالات و نزدیکی به او برسند. در اینجا، اشاره میشود که توحید، یا یگانگی خداوند، از اهمیت ویژهای برخوردار است و برائت از شرک در این زمینه ضروری است. توحید به دو بخش تقسیم میشود: توحید اقرار و توحید معرفت. توحید اقرار یعنی اینکه خدا را یگانه دانسته و بدون شریک و نظیر بشناسیم. توحید معرفت نیز به شناخت عمیق و آگاهی از نعمتها و فضلهای او مربوط میشود. در نهایت، این متن به لزوم عدم اعتماد به خود و اهمیت وابستگی کامل به خداوند اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که در مسیر عبودیت و بندگی، اعتماد بر خداوند بر تمام اعمال لازم است. در این راه، باید بر درد و نیاز خود واقف باشیم و به خداوند روی آوریم.