شمارهٔ ۱ میرداماد
میرداماد / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از سوز دل بسوخت گیاه وجود ما
بر آتش تو بر فلک امروز دود ما
مارا بخار مجمر گردون نه بس بود
مجمر بلای عشق و دل خسته عود ما
بر آستان دوست اگر سر توان نهاد
آنست بر مدارج دولت صعود ما
خون گردد از دریغ درون ستارگان
چون درغم تو بر فلک آید سرودما
در آتش فراق تو سوزیم یک نفس
بگذارد ار ستاره بخت حسود ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات شدید عاشقانه و درد فراق معشوق میپردازد. شاعر از سوز دل و سوختن گیاه وجودش در آتش عشق صحبت میکند و بیان میکند که حسرت و درد عشق باعث میشود تا در برابر محبوب سر تعظیم فرود آورد. او همچنین از غم و اندوهی که بر دلش نشسته، سخن میگوید و به طرز شاعرانهای تصویر میکند که چگونه عشقش به معشوق بر زندگیاش تأثیر میگذارد. در نهایت، شاعر ابراز میکند که به خاطر عشق، با یک نفس در آتش فراق میسوزد و به ستاره بخت حسود اشاره میکند که شاید خوشی را از او بگیرد.