نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸ میرداماد

میرداماد / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

هنوز از ناله‌ام بنیادِ جان نابود می‌گردد

هنوز از آه من شب‌ها جهان پُر دود می‌گردد

هنوز از بس هجوم درد و غم در سینه تنگم

همه شب تا سحر راه نفس مسدود می‌گردد

بلای عشق طرح دوستی افکند و می‌دانم

که آخر دشمن این جانِ غم‌فرسود می‌گردد

ز غمزه چند بر هستی ما ناوک زنی؟ رحمی!

که این صحرا پُر از پیکانِ زهرآلود می‌گردد

نگویم دل در این ویرانه تن دشمنی دارم

که هر روزم از آن بنیاد جان نابود می‌گردد

به دردی سر به سر کردی دو عالم شادباش ای دل

که در سودای عشق آخر زیان‌ها سود می‌گردد

ز زلف خویش زنجیری بیا بر گردن شب نِهْ

که باز امشب به رغم من فلک خوشرود می‌گردد

به طنز اشراق را گویی که خوشنودی ز ما یا نه

بلی از چون تو خونخواری کسی خشنود می‌گردد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و غم ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر از ناله‌ها و آه‌هایی سخن می‌گوید که باعث ویرانی روحش می‌شود و شب‌ها را پر از دودی می‌کند. احساس می‌کند که با هجوم درد و غم، تنفسش مختل شده و عشقش به دوستی تبدیل به دشمنی شده است. او به وجود پیکان‌های زهرآلود عشق اشاره می‌کند و از ویرانی روحش می‌نالد. شاعر به دلش یادآوری می‌کند که در این عشق سخت، در نهایت زیان‌ها به سود تبدیل می‌شود. در انتها، او به زنجیری از زلف معشوق اشاره می‌کند و نگرانی‌اش را از شادی فلک در این زمینه ابراز می‌دارد. به طور کلی، شعر بیانگر تضاد عشق و درد، و انتظار برای تسکین و آرامش است.