شمارهٔ ۲۶ میرداماد
میرداماد / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مگر با هر گیاهی یا گلی کز خاک میروید
بلایی یا غمی بهر من غمناک میروید
نمیدانم چه طالع دارم این کز گلستان عشق
همه خلق جهان را گل مرا خاشاک میروید
بیا ای آنکه حسرت میبری بر کشت امیدم
تماشا کن که برق شعله چون از خاک میروید
مکن دعوی عشق ای آنکه چاک سینه میدوزی
که این تخم بلا از سینههای چاک میروید
وفاداری طمع اشراق از هرکس نمیدانی
که این داروی نایاب از نهاد پاک میروید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان دردها و غمهایی میپردازد که شاعر از زندگی و عشق تجربه کرده است. شاعر به این نکته اشاره میکند که هر گیاه یا گلی که از خاک میروید، به نوعی با غم و بلایی مرتبط است. او احساس میکند که در گلستان عشق، تنها اوست که غم و اندوه را تجربه میکند. همچنین به فردی که حسرت او را میکشد، میگوید که باید ببیند چگونه شعلههای عشق از دل خاک برمیخیزند. شاعر به انتقاد از کسانی میپردازد که در ادعای عشق، وفاداری ندارند و بر این باور است که عشق واقعی و وفاداری از دلهای پاک نشأت میگیرد.