شمارهٔ ۳۰ میرداماد
میرداماد / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
حسنت کشید گرد مه از مشک ناب خط
یعنی کشم ز خوبی بر آفتاب خط
ز آشوب تار زلف تو در رستخیز حسن
شد بر رخ تو نسخه یو م الحساب خط
دود دلم که در سر زلف تو جا گرفت
گوئی که شد بر آن رخ خورشید تاب خط
شنجرف بر حوالی خط دیده ایم لیک
کس دیده بر حواشی لعل مذاب خط
در کیش تو حلال بود خون دل بریز
ای چهره تو علت حسن کتاب خط
نور فروغ حسن ترا خط حجاب نیست
کی برفروغ معنی گردد حجاب خط
در وجه جزیه زلف تو بستد ز نافه مشک
یا داد بر خراج رخت آفتاب خط
گفتی شراب ساغر خوبیست چهره ام
زلفم ببین که کرد رقم بر شراب خط
زلف تو گرد آتش رخسار خط نگاشت
بخت من است آنکه نگارد بر آب خط
بر آتش عذار تو تا خط کشید حسن
در جان خامه شعله زد از التهاب خط
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و شاعر از الفاظ زیبا و استعارات مختلف استفاده کرده است. او از تاثیر زلف معشوق بر زیبایی چهرهاش صحبت میکند و آن را با اشکال مختلفی چون آفتاب و شراب مقایسه میکند. شاعر به این نکته نیز اشاره دارد که زیبایی معشوق از هیچ گونه حجابی نه پنهان میشود و در حقیقت، جاذبه و سحر آن چهره باعث میشود هر چیزی را تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، او احساسات و دلنگرانیهای قلبی خود را نسبت به زیبایی معشوق و تاثیر عمیق آن بر روح و جانش بیان میکند.