نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶ میرداماد

میرداماد / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

دگرم زدست ماهی شده دل هزار پاره

که گشاده باده بر من زقضا در نظاره

نزنی گرم به ناوک ز قضا چنان بنالم

که شود ز آه من خون به دل فلک ستاره

ز غمت چنان بربزم ز دو دیده بحر خونی

که نه آسمان نیابد ز شنا ره کناره

ز من ار دریغ داری تو سنان بجای خویش است

دل پاره چون کنم من به برتو در شماره

من و وصل دوست هر جا که شود میسر آن به

که به کار خیر حاجت نبود به استخاره

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیشتر احساسی و عاشقانه است و بیانگر درد و رنجی است که شخص از جدایی یا عشق ناکام خود می‌کشد. شاعر می‌گوید دلش به خاطر عشق به هزار پاره تبدیل شده و احساس ناکامی و ناراحتی عمیقی دارد. او از عذاب‌های دلخراش ناشی از این عشق صحبت می‌کند و به ستاره‌ها و آسمان نیز اشاره می‌کند که تحت تأثیر احساسات او قرار دارند. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که اگر معشوقش در کنارش نباشد، نمی‌تواند به کمال برسد و در پی وصال اوست، بدون نیاز به استخاره و پیش‌بینی. در نهایت، این شعر به شدت ابراز عشق و امید به وصال است.