نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳ محمد بن منور

محمد بن منور / باب اول - در ابتداء حالت شیخ

و گفته‌اند که پدر شیخ ما سلطان محمود را عظیم دوست داشتی و او در میهنه سرایی بنا کرد کی اکنون معروف است به سرای شیخ و بر دیوار آن بنا نام سلطان و ذکر خدم و حشم و پیلان او و مراکب نقش کرد. و شیخ کودک بود، پدر را گفت مرا در این سرای یک در خانه بنا کن چنانک آن خانه خاصۀ من بود. پدر شیخ او را خانه‌ای بنا کرد در بالاء آن سرای که صومعۀ شیخ آن است. چون خانه تمام گشت و در گل می‌گرفتند، شیخ بفرمود تا بر دیوار و سقف آن خانه جمله بنوشتند کی اللّه اللّه اللّه. پدرش گفت ای پسر این چیست؟ شیخ گفت هر کس بر دیوار خانۀ خویش نام امیر خویش نویسد. پدرش را وقت خوش شد و بفرمود کی هرچ به دیوار آن سرای نوشته بودند دور کردند و از آن ساعت باز در شیخ به چشمی دیگر نگریست و دل بر کار شیخ نهاد.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

پدر شیخ، سلطان محمود را بسیار دوست داشت و در میهنه سرایی بنا کرد که اکنون به نام سرای شیخ شناخته می‌شود. او نام سلطان و یاد خدمتکاران و فیل‌ها و مرکب‌هایش را بر دیوارهای آن نوشت. شیخ در کودکی از پدرش خواست برایش یک اتاق در آن سرا بسازد تا اختصاصی برای خودش باشد. پدرش خانه‌ای در بالای آن سرا برای او ساخت که صومعه شیخ نامیده شد. وقتی که خانه تمام شد، شیخ دستور داد که بر دیوار و سقف آن "الله" بنویسند. پدرش از این کار متعجب شد و شیخ توضیح داد که هر کس باید نام امیر خود را بر دیوار خانه‌اش بنویسد. پدرش از این کار خوشش آمد و دستور داد که هر چه بر دیوار نوشته بودند حذف شود و از آن زمان به شیخ با نگاهی متفاوت نگریست و دل به کار او سپرد.