نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۱۰۵ محمد بن منور

محمد بن منور / فصل اول - حکایات کرامات شیخ

هم خواجه امام عمادالدین محمد گفت کی یک روز شیخ بوسعید مجلس می‌گفت، خواجه امام حسن سمرقندی درآمد و سخن شیخ بشنود، با خود اندیشه کرد که این چه سخن است که می‌گوید؟ در حال شیخ روی بوی کرد و گفت پانزده بار صحیح از برخواندۀ آخرین خبر در صحیح کدامست؟ فروماند، یادش نیامد. شیخ گفت کَلِمَّتان خَفِیفَتان عَلَی اللِّسانِ ثَقیلَتان فِی المیزان حبِیبَتان اِلَی الرحمنِ سُبحانَ اللّه وَبِحَمدِه سُبْحانَ اللّه العظِیم. خواجه امام حسن خجل شد و بشکست چون بیرون آمد گفت پانزده بار صحیح از بر کرده‌ام، هرچند کوشیدم این خبر یادم نیامد.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

وزیر امام عمادالدین محمد، داستانی را درباره شیخ بوسعید نقل می‌کند. روزی خواجه امام حسن سمرقندی به محفل شیخ وارد شد و به سخنان او گوش داد. در حین گوش دادن، او به فکر افتاد که کدام حدیث از قرآن را به درستی می‌داند. شیخ متوجه شد و پرسید که پانزده بار صحیح در مورد آخرین خبر کدام است. امام حسن به شدت خجل شد و نتوانست پاسخی بدهد. بعد از آن، وقتی از مجلس بیرون آمد، گفت که هرچقدر تلاش کرد، نتوانسته بود آن حدیث را به یاد آورد.