نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۱۱ محمد بن منور

محمد بن منور / فصل اول - حکایات کرامات شیخ / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

بخش 1

آورده‌اند که چون آن انکار از درون استاد امام برخاست، در درون استاد امام از سماع خانقاه شیخ بگذشت، در خانقاه سماع می‌کردند و صوفیان را وقت خوش شده و شیخ با ایشان موافقت کرده، استاد درانجا درنگریست، بخاطرش درآمد کی در مذهب چنین است کی هرک در رقص کردن گرد در گردد گواهی او بنشنوند و عدالت را باطل گرداند. دیگر روز شیخ را بدعوتی می‌بردند و استاد امام جایی می‌رفت، بر سر چهار سوی بیکدیگر رسیدند و سلام گفتند، شیخ گفت یا استاد مَتی رَاَیتَنا فِی صَفِّ الشُهود؟ استاد امام دانست کی این جواب آن اندیشه است که دی روز بر خاطر او گذشته است. آن داوری نیز از خاطر او برخاست. روزی دیگر استاد امام بر دَرِ خانقاه می‌گذشت و شیخ فرموده بود کی سماع می‌کردند و شیخ را حالتی بود و جمع را وقت خوش گشته بود و قوّال این بیت می‌گفت، بیت:

از بهر بتی گبر شوی عارنبو

تا گبر نشی ترا بتی یارنبو

انکاری از آن بیت بدل استاد امام درآمد و گفت اگر همۀ بیتها بوجهی تفسیر توان کرد، این بیت از آن جمله است کی این را هیچ توجیهی نتوان نهاد و شیخ برین خوش گشته است. این بر خاطرش بگذشت، اظهار نکرد و برفت. بعد از آن روزی استاد امام به نزدیک شیخ درآمد، چون بنشستند شیخ روی باستاد امام کرد و گفت ای استاد:

بوجه استفهام، کی خود عارت نیاید که از بهر بتی گبر شوی و تا گبر نگردی یار تو نتواند بود؟ چون استادامام وجه تفسیر این بیت بشنید که با چنان خاطر و علمی کی او را درین راه بود،، اقرار داد که سماع شیخ را مباحست و مسلم، و در سر توبه کرد که بعد از آن بر هیچ حرکت شیخ انکار نکند. بعد از ان هر روز نزدیک شیخ آمدی یا شیخ بروی رفتی.

بخش 2

از بهر بتی گبر شوی عار نبو؟

تا گبر نشی ترا بتی یار نبو؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

استاد امام که در آغاز نسبت به سماع و شیخ نگرانی داشت، پس از تجربیات و مشاهده‌هایش در خانقاه شیخ، تحت تأثیر قرار گرفت. او در حینی که صوفیان به سماع مشغول بودند، به این فکر افتاد که رقص و سماع می‌تواند تأثیرات مثبت داشته باشد، اما همچنان نسبت به برخی اشعار و بیت‌ها دچار تردید بود. پس از شنیدن بیتی از قوال که اشاره به بتی و گبر داشت، استاد امام به طور خاص به تفسیر آن بیت فکر کرد و متوجه شد که شایستگی‌ای برای انکار ندارد. در نهایت، وقتی شیخ به او گفت که این تفسیر نیاز به درک صحیحی دارد، استاد امام با توجه به اطلاعات و دانشش، به این نتیجه رسید که سماع شیخ مباح و مسلم است و تصمیم گرفت که از آن پس به هیچ حرکتی از شیخ اعتراض نکند و رابطه نزدیکی با او برقرار کند. از آن روز به بعد، استاد امام هر روز نزد شیخ می‌رفت یا او به خانه‌اش می‌آمد.