نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۹۷ محمد بن منور

محمد بن منور / فصل اول - حکایات کرامات شیخ / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

امیر مسعود بالخیر از جمله امرا و سلاطین بزرگ بوده است. یک روز شیخ را مبلغی وام افتاده بود از جهت درویشان، شیخ حسن را به نزدیک وی فرستاد که دل درویشان را از وام فارغ باید کرد. چون حسن پیش وی رفت و پیغام او برسانید او مراعات بسیار کرد و گفت دل عزیز شیخ از آن فارغ گردانم. چون حسن بار دیگر آنجا رفت او دفعی گفت. چون چند بار می‌رفت و او وعدۀ دیگر می‌داد تا از حد بگذشت، شیخ این بیت بر جایی نبشت و بحسن داد کی بمسعود رسان:

گر آنچ بگفتۀ بپایان نبری

گر شیر شوی ز دست ما جان نبری

حسن مؤدب کاغذ بدست مسعود داد، چون بر خواند در خشم رفت و گفت این چه باشد؟ و حسن را از پیش خود براند و بی‌مقصود بازگردانید. حسن پیش شیخ آمد و آنچ شنید بگفت و مسعود بالخیر را عادت چنان بودی کی پیوسته سگان غوری داشتی کی هر کرا بگرفتندی در حال پاره کردندی و بروز در زنجیر بودندی و به شب ایشان را بگذاشتندی تا بگرد خیمه گردیدندی. کسی را زهره نبودی کی بگرد خیمه گشتی. آن شب مسعود را هوس افتاد کی پنهان گرد خیمهای حشم و خدم خویش برگردد چنانک عادت ملوکست، که هر کسی چه می‌کنند و چه می‌گویند. نیم شب برخاست و پوستینی در سر درکشید و موی بیرون کرد تا کسی او را نشناسد و جملۀ خاصگیان درخواب بودند. پس از خیمه برون آمد، چون گامی چند برفت سگان او را بدیدند، نشناختند، در او دویدند و فریاد در گرفت، غلامان را خبر شد، چپ و راست بیرون آمدند تا نزدیک او رسیدند سگان او را بدریده بودند و هلاک کرده.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

امیر مسعود بالخیر از سلاطین بزرگ بود که روزی به شیخ حسن وامی داد. شیخ حسن مأمور شد تا دل درویشان را از وام فارغ کند. مسعود ابتدا وعده داد و حسن بارها به او مراجعه کرد، اما مسعود هر بار وعده‌ای دیگر می‌داد. در نهایت، شیخ حسن شعری به مسعود فرستاد که به تمسخر او بود. مسعود از این شعر خشمگین شد و حسن را طرد کرد. مسعود که عادت داشت سگان غوری اطراف خیمه‌اش را به شدت تربیت کند، تصمیم گرفت شبانه بدون آنکه شناسایی شود، نزد خیمه برود. او لباس مبدل بر تن کرد و به سمت خیمه‌ها حرکت کرد. اما سگان او را نشناختند و به او حمله کردند و او را کشتند. در نهایت، مسعود به دلیل هوس به شب‌گردی و عدم احتیاط، جان خود را از دست داد.