نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۱۱۰ محمد بن منور

محمد بن منور / فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته

آورده‌اند کی خواجه علی خباز از مرو بمیهنه آمد کی بجانب باورد می‌شد. شیخ ابوسعید در مسجد نشسته بودو خواجه احمد نصر و بسیار مشایخ با هم بودند و سخنی می‌گفتند. در میان سخن حدیث یکی از ابنای دنیا می‌رفت خواجه علی خباز گفت آری مردی با همت است، شیخ گفت جوامردی باید، آن را همت نخوانند آن را امنیت بخوانند. آنکه مال را نفقه کند آن را امنیت گویند نه همت. صاحب همت آن باشد که اندیشۀ او بدون خداوند بهیچ چیز فرو نیاید.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

داستان از خواجه علی خباز نقل می‌کند که از مرو به میهن خود آمده و در مسجدی که شیخ ابوسعید و دیگر مشایخ نشسته‌اند، سخن می‌گوید. در این گفتگو یکی از ابنای دنیا مورد بحث قرار می‌گیرد و خواجه علی او را مردی با همت می‌خواند. اما شیخ ابوسعید به او می‌گوید که جوامردی را باید «امنیت» نامید و نه همت. شیخ توضیح می‌دهد که کسی که مال خود را در راه نیکوکاری خرج کند، دارای امنیت است، در حالی که صاحب همت، کسی است که اندیشۀ او همیشه به یاد خداوند است و به هیچ چیز غیر از او تن نمی‌دهد.