حکایت شمارهٔ ۳ محمد بن منور
محمد بن منور / فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
در آن وقت کی شیخ بطوس بود روزی با خواجه امام بوالحسن راوقی نشسته بودی و سخنی میگفتند. و شیخ را مهمی در پیش بود، ایشان در آن سخن بودند کی آن مهم شیخ ساخته شد. شیخ را برزفان برفت کی کارهای ما خدای ساز باشد! آنگه گفت کی الحمدلله رب العالمین. خواجه بوالحسن راوقی گفت ای شیخ پس کار ما دروگر میتراشد؟ شیخ گفت نه ولکن کار شما را شما در میان باشید و گویید من چنین کردم و چنین کنم و چنین میبایست کرد، پس کار شما هم خداساز باشد و لکن شما گویید کی ما هستیم و لکن کار ما را ما در میان نباشیم.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
روزی شیخ بطوس با خواجه امام بوالحسن راوقی نشسته بودند و در حال گفتگو بودند که شیخ مسئلهای مهم داشت. در حین صحبت، شیخ به این فکر افتاد که کارها باید به اراده خدا انجام شوند و از خداوند تشکر کرد. خواجه بوالحسن از او پرسید که آیا کارهای آنها به طور مستقیم تحت تأثیر خداوند است. شیخ در پاسخ گفت که هر کس باید خود را در کارهایش مؤثر بداند و بگوید که خودش در انجام کارها نقش دارد، در حالی که در نهایت همه چیز به اراده خدا مرتبط است.