حکایت شمارهٔ ۳۳ محمد بن منور
محمد بن منور / فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
روزی شیخ در نشابور مجلس میگفت و شیخ ابوالقسم قشیری حاضر بود و هم در آنروز او را دعویی بود بآسیایی در دیه حسین آباد. روستاییی دعوی میکرد و او میگفت آن منست. مقری در مجلس شیخ میخواند لِمنْ المُلک الیَوم. شیخ ما گفت با منت راست است، با استاد امام راست کن کی میگوید آسیای حسین آباد ازآن منست.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
روزی شیخ در نشابور مجلس درس میگفت و شیخ ابوالقسم قشیری نیز حضور داشت. در آن روز، او دعویای با آسیایی در روستای حسینآباد داشت. آسیایی مدعی بود که زمین مذکور متعلق به اوست. شیخ در مجلس بیان کرد که حق با کسی است که استاد امام میگوید، و در این مورد با ادعای آسیایی مخالفت کرد و گفت که زمین از آن او نیست.