حکایت شمارهٔ ۶۳ محمد بن منور
محمد بن منور / فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
آوردهاند کی روزی در نشابور جمعی از بزرگان چون محمد جوینی و استاد اسماعیل صابونی و استاد ابوالقسم قشیری در خدمت شیخ بودند و میگفتند تا ورد هر یکی در شب چیست. چون نوبت به شیخ رسید گفتند ای شیخ ورد تو چیست؟ شیخ ما گفت هر شب میگوییم کی یارب درویشان را فردا چیزی خوش ده تا بخورند. ایشان به یکدیگر نگریستند و گفتند ای شیخ این چه ورد باشد؟ شیخ گفت که مصطفی علیه السلام گفته است: اِنَّ اللّه تَعالی فی عَونِ العَبدِ مادامَ العَبْدُ فی عَونِ اَخیهِ المُسْلِم ایشان اقرار دادند کی ورد شیخ تمامتر است. دقیقه درین حکایت اینست کی شیخ بدیشان نمود کی آن وردی کی شما میخوانید و نمازی میکنیدبرای ثواب آخرت و طلب درجه میکنید و این نصیب نفس شماست، اگر نیکی میطلبید هم برای روزگار خویش میخواهید و همگی اوراد و دعوات ما موقوف و مصروفست بر نیکی خواستن برای غیر پس این تمامتر. چنانک در سخنان یکی از مشایخ بزرگست که در مناجات میگفت: خداوندا اعضا و جوارح مرا روز قیامت چندان گردان کی هفت طبقۀ دوزخ از اعضا و جوارح من چنان پر گردد کی هیچ کس را جای نماند. هر عذاب کی همۀ بندگان خویش را خواهی کرد بر نفس من نه تا من داد از نفس خود بستانم و او را به مراد خویش ببینم و بندگان از عقوبت خلاص بیابند.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در نشابور جمعی از بزرگان در خدمت شیخ بودند و درباره وردهای شبانه خود صحبت میکردند. وقتی نوبت به شیخ رسید، او گفت که هر شب دعا میکند تا درویشان چیزی خوش برای خوردن داشته باشند. بزرگان با تعجب به یکدیگر نگاه کردند و پرسیدند که این چه وردی است. شیخ بیان کرد که پیامبر اسلام گفته است خداوند در کمک به بندهای است که به برادر مسلمانش کمک کند. او به بزرگان نشان داد که عبادتها و دعاهای آنها در واقع بیشتر به نفع خودشان است و اگر به دنبال نیکی هستند، باید آن را برای دیگران بخواهند. در نهایت، یکی از مشایخ بزرگ در مناجاتی دعا میکند که اعضای او در روز قیامت عذاب را تحمل کنند و دیگر بندگان از عذاب رهایی یابند. این حکایت نشاندهنده اهمیت نیکی به دیگران در کنار عبادتهای فردی است.