نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۸۸ محمد بن منور

محمد بن منور / فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته

خواجه بوالفتح شیخ گفت کی شیخ قدس اللّه روحه العزیز در نشابور بود یکروز به بستقان می‌شد و خواجه علی طرسوسی با شیخ ما بهم بود، شیخ در راه می‌گفت: اللّهم اجعلنی من الاقلین. چون ببستقان رسیدند خواجه علی از شیخ پرسید که درین راه بر لفظ شیخ بسیار می‌رفت که اللّهم اجعلنی من الاقلین. شیخ گفت خداوند تعالی می‌گوید: وَقَلیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُور ما می‌خواستیم که ازآن قوم باشیم کی شکر نعمت او بجای آریم.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

خواجه بوالفتح شیخ در نشابور بود و در راهی به بستقان، خواجه علی طرسوسی با او همراه شد. در این مسیر، شیخ بارها می‌گفت: «اللهم اجعلنی من الاقلین» (خدایا، مرا از少 شمار قرار ده). وقتی به بستقان رسیدند، خواجه علی از شیخ پرسید که چرا این جمله را زیاد تکرار می‌کند. شیخ پاسخ داد که خداوند می‌فرماید: «وقلیل من عبادی الشکور» (و کم هستند از بندگان من که شکرگزارند) و ما می‌خواستیم از آن قوم باشیم که شکر نعمت‌های او را به جا آورند.